تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" شما که طرفدار معین بودین، اومدین برای هاشمی تبلیغ کنین؟" جواب دادیم:" اگه بشه... راستش خیلی جای تبلیغ و دفاع نداره ...شرایط فرق کرده ...شما چی؟ اومدید برای احمدی نژاد تبلیغ کنید؟" جواب سر بالا داد. حس کردیم روش نمیشه واقعیت رو بگه. خداحافظی کردیم اما دورا دور می دیدیم که چگونه برای احمدی نژاد تن به مناظره های دو طرفه می داد. از روز آخر تبلیغات دور دوم ریاست جمهوری کمتر از یک سال و نیم می گذره. او این روزها به جمع دولتی ها راه یافته، بولتنی به هم زده و گزارش های اقتصادی دولت را هر روز زیر بغل می زنه و در روزنامه دولت چاپ می کنه. اقتصاد خونده اونم تو دانشگاه امام صادق. خیلی هم ارادتمند مرحوم عظیمیه ولی اصلا این تفاهم به چشش نمی یاد. حتی حرمت همکاری رو هم نگه نمی داره. فقط خواستم به او خسته نباشید بگم. آخه این روزها که شرق و روزگار توقیف شده هر جا که حرف من و آن چند نفری که اون روز بهش جواب دادیم، می شه حسابی از خجالتمون در میاد. شانس آوردیم که آقای ... ماها رو نمی شناسه والا زیرآب زنی مستمرش تا حالا جواب داده بود؟! در ضمن باید یادآوری کنم که من در روزنامه تهران امروز کار نمی کنم تا بر اساس اطلاعات غلط هی دنبال کانال برای زیر آب زنی پیش پرویز اسماعیلی، مدیر مسوول روزنامه، نگرده. دوستی می گفت:" هنوز از مطلبی که در سالنامه سال ۱۳۸۳ روزنامه شرق نوشتی دلخوره، بیا بریم دیدنش، کار میده دستت."

اما موضوع انتقاد من از عملکرد وزیر اسبق اقتصاد که هنوز هم به صحت نوشته ام، ایمان دارم، نیست چون از بقیه روزنامه نگاران اقتصادی اصلاح طلب هم دلخوره و هی پیام تهدید آمیز می فرسته که از دولت انتقاد نکنید. خلاصه، همکاری که می تونست رابط اطلاع رسانی اقتصادی دولت با رسانه ها بشه شده .... همکار گرامی چرا اینقدر دگمی؟ چرا حق اشتغال و نوشتن برای مایی اون روز تبلیغات تو میدون ولیعصر دیدی قایل نمی شی؟ مگه عملکرد اقتصادی دولت اینقدر غیر قابل دفاعه که با وجود انحصار صدا و سیما و روزنامه ها تک صداهایی در تک و توک روزنامه ای برای مردم شنیدنی تره و ماهیت اصلی برنامه اقتصادی دولت رو رو می کنه که اینقدر از ما می ترسی؟ اما سرگرم باش و ادامه بده، انگ ارتباط با بیگانه بزن، متهم به فساد مالی کن، ما رو دستور بگیر مشارکت معرفی کن( ولی خودت بی چشم داشت از اون وزیر حمایت کن)  و .... چون تو روزنامه نگار نبودی و از بد حادثه اومده بودی به جمع ما. حالا که شغل اصلی خودتو پیدا کردی، خوشحالیم و انتظار بیشتری هم از تو نداریم. اما ما روزنامه نگار منتقد می مونیم تا امثال تو بیکار نمونند و نونی بخورند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

 این هم واکنش یکی از مدیران ارشد سازمان مدیریت به مطلب جاسوس ها که به سرعت برق و باد و دقایقی پس از به روز شدن وبلاگ برام میل شد و تلفنی از ارسال آن با خبر شدم*:" آنچه درهفته هاي گذشته شايعه به نظرمي رسيد اندك اندك درحال وقوع است؛ به نظرمي رسد فرهاد رهبرآخرين رييس سازمان مديريت وبرنامه ريزي كشور باشد وجانشين وي سازمان ديگري را خواهد ساخت و ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

فرهاد رهبر تازه به عنوان رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي منصوب شده بود كه محمد طاهري قرار ملاقاتي را با او ترتيب داد. من، امير حسين مهدوي، امير لعلي و بهناز صادقپور از روزنامه شرق به همراه احسان بيگي، دبير اقتصادي ايسنا و محمد ابراهيمي از خبرگزاري مهر يا فارس و شايد محمد علي توحيد از همشهري در اين ديدار حاضر بوديم. تاكيد فرهاد رهبر در آن جلسه كه تا امروز و به توصيه او خبري از آن منتشر نشده، بر شناسايي و اخراج عوامل جاسوسي اسراييل و آمريكا كه در بدنه تصميم ساز اقتصادي از جمله سازمان مديريت و برنامه ريزي رخنه كرده اند، بود. او به ما گفت:" به نظر من وظيفه خبرنگاران هم بايد اين باشد كه من را در افشاي جاسوس ها كمك كنند چون اگه اين كار رو نكنند يعني به عوامل جاسوسي دشمن كمك كرده اند." او كه با اصرار ما براي افشاي برخي اعمال نظر هاي جاسوسان در تصميم هاي اقتصادي مواجه شد، گفت:" اگر حتي يك مثال بزنم شماها بي طاقت مي شويد پس به صلاحتان نيست كه بگويم." فرهاد رهبر آن روز حتي برنامه هاي خود را هم اعلام نكرد و گفت:" برنامه هاي من در مغز من است و جز به رييس جمهوري به كسي نگفته ام و نوشته هم نشده است. خودم به حد كافي هم روي آنها فكر كرده ام و نياز به كار كارشناسي بر روي آنها نيست." او در مقابل تقاضاي مصاحبه ما هم گفت:" من مي خواهم بدون واسطه با مردم سخن بگويم و نيازي به واسطه ندارم. شماها هم مي توانيد مثل بقيه 70 ميليون جمعيت ايران در اوقات ملاقات هاي مردمي من حاضر شويد و به همان ميزان كه به مردم وقت مي رسد به شما هم وقت خواهم داد."

اما او هنوز يك بار هم نتوانسته بي واسطه و رك بگويد كه واقعا بر سر سازمان مديريت و برنامه ريزي چه آمد و چرا فردي مثل او از دولت اصولگرايان بركنار شد. آيا مديران ارشد سازمان كه در دوره مديريت او بازنشسته و بركنار شدند، جاسوس بودند؟ آيا او در تشخيص جاسوس ها خطا كرده بود و جاسوس ها زيرآبش را زدند؟ كاش حداقل به ما و محمد طاهري اين اجازه را بدهد تا متن كامل مصاحبه هاي منتشر نشده اش را منتشر كنيم.  

+ نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

بلاخره معلوم شد که لایحه بودجه سال آینده چگونه نوشته شده. یکی از مقام مسوول در این همایشی که شرکت دارم، گفت:" آقایون قانون بودجه امسال رو گذاشتن جلوشون و ردیف ها رو از دم 10 درصد افزایش دادن و این می شه لایحه بودجه سال بعد. طبیعیه در شرایطی که سازمان مدیریت منحل شده و مراکز استانیش هم در استانداری ها ادغام شده لایحه بودجه سال بعد ملغمه ای این گونه باشه. پس من به شما مدیران از الان می گم که برای بودجه گرفتن باید حسابی سینه بزنید و الا بودجه خوبی گیرتون نمی یاد. و...." داشتم به این صحبت ها گوش می کردم که روابط عمومی محترم با ارسال یادداشتی دستور دادند که فارغ از وظیفه خبرنگاری لطف کرده و برای روابط عمومی یک بولتن رنگی تا شب تهیه کنم. مطالب رو که تایپ کردم و تحویل دادم، گفت:" خوب برو صفحه بندی کن" اونم با نرم افزار Word . خلاصه تا 10 شب  مشغول صفحه بندی بودم تا به شکل صفحه بندی روزنامه یه بولتن آماده کنم. طراحیه لوگو ، سر صفحه ها و تنظیم ستون و عکس صفحه ها کلی ازم وقت گرفت. در کمال شگفتی بولتن 9 صفحه شد و فکر کنم تنها مطبوعه ایه که با شماره صفحه فرد منتشر شد. صفحه 9 هم گزارش تصویری همایش بود. دست آخر روابط عمومی محترم دستور دادند تا در صفحه آخر شناسنامه بولتن هم تایپ شود و نام ایشان به عنوان دبیر تحریریه درج شود. حال بگذریم از دخالت ها غیر حرفه ای ایشان در مورد عکس ها و تیتر ها. به همین علت از شام دیشب جا موندم و به سالاد اکتفا کردم. کافی نت هم تعطیل شده بود و وبلاگم به روز نشد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

مسوول کافی نت هتل هرمز داره می ره خونشون به همین خاطر کمی بهم وقت داده. نشست امروز با یک ساعت تاخیر شروع شد. در این مدت نوار سرود ملی گیر کرده بود هی شروع می شد و هی مدیرا خیز بر می داشتند که پاشن، قطع می شد. بعد از پخش کامل نوار یک مقام مسوول در سخنرانی افتتاحیه گفت:" ما که نمی تونیم فقر رو از بین ببریم باید منتظر ظهور آقا امام زمان باشیم تا فقر رو از بین ببره." بعد از نشست که چهل درصد آدم های شرکت کنندش کچل بودند، رفتم برای تنظیم خبر های افتتاحیه وقتی برگشتم ناهار تموم شده بود. آقای مسوول گفت:" خوب شد نخوردی چون مسموم می شدی." لاشه ماهی های جنوب که تا مغز استخون خورده شده بودند روی میزها دیدم. پس بعد از ظهر منتظر بودم که مدیران حاضر در نشست عصر و شب که تا 8 شب طول کشید یکی یکی احساس تهوع بهشون دست بده که نداد. از انتظار بیهوده که خسته شدم رفتم یه ساندویچی و با ناهاری که عصر خوردم بازی ایران رو هم البته آخراشو دیدم. نشست حاشیه های جالبی داشت که الان وقت ندارم بنویسم.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

وقتی تنها خبرنگار حاضر در سفر یک جمع 50 نفری از مدیران دولتی باشی، علاوه بر احساس غربت به طور حتم اتفاق های جالبی برات رخ می ده. عصر امروز برای پوشش خبری همایش مدیران کل یک سازمان دولتی عازم بندر عباس شدم. اولین اتفاق جالب این بود که مهماندارهای هواپیما اهل کشور ترکیه بودند و من کلی تاسف خوردم به سطح تسلط اونها به زبان انگلیسی و سطح سرویس دهی و مدارا با مسافرها(اونم با زبان غیر فارسی) که در میان مهماندارهای ایرانی کمتر می توان سراغ گرفت. تازه اونها اهل یه کشور همتراز با ایران بودند. دوم این که به هتل که رسیدیم، برای همه اتاق مهیا شد الا من. مسوول گروه گفت:" اسم شما تو  لیست نیست و ما تعهدی در باب اسکان شما نداریم."؟! به هر حال بعد از حدود 2 ساعت بلاتکلیفی و برقراری تماس یا این مدیر و اون مدیر، بالاخره مدیری از تهران با رییس هتل صحبت کرد و اتاقی به من تحویل داده شد. فردا همایش افتتاح می شود و خبر های حاشیه ای اون رو تو وبلاگم می نویسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" ما وبلاگ نويسان مذهبي به اين اميد مينويسيم که آقايمان حضرت امام زمان عج انها را ميخواند." این جمله معرف وبلاگ امین یا همان شاهد است. او را از آخرین کامنتی که برای مطلب رادیکال گذاشته بود، کشف کردم. الحق وبلاگ جذابی دارد. تحلیل او از پایان دوران خاتمی، افشاگری در مورد وبلاگ ازدواج موقت و نویسنده آن که یکی از فتوا های آیت الله خامنه ای را جعل کرده، حمایت از فاطمه رجبی با عنوان شیر زن، کشف توطئه صهیونیست ها برای محو مجسد الاقصی، رونمایی تلاش تفرقه افکن برخی برای مطرح کردن هلال شیعی در ماه رمضان و معرفی مجمع وبلاگ نویسان مسلمان از جمله مطالبی است که هر بازدید کننده ای را ساعت ها سرگرم می کند، پس کلیک کنید. در ضمن"هرگونه کپي برداري از اين وبلاگ با ذکر يک صلوات براي نوسنده بلامانع است."

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

با این که چهل و پنج دقیقه زودتر رسیده ام ولی وارد ساختمان می شوم. یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه که کارمند بانک شده به پیشوازم می آید تا اعلام کند، ساعت کار بانک تمام شده. اما نگهبان بانک مرا به بالاترین طبقه بانک راهنمایی می کند. وارد اتاقش می شوم، به سرعت از پشت لپ تاپش بر می خیزد و به گرمی احوال پرسی می کند. من هم احوال بانک تحت مدیریتش را سوال می کنم. می گوید:" مگه دولت می ذاره وضع بانک ها خوب باشه؟" جمله او را بیشتر به حساب شوخی می گذارم چون خود او از جمله مدیران روی کار آمده در دولت نهم است و بانک تحت مدیریتش از جمله موفق ترین ها در یک سال گذشته است ولی او ادامه می دهد:" بانک ما چون کمترین تغییرات مدیریتی را در یک سال گذشته داشته و مدیران فرا جناحی و نه هر جناحی و هر از جناحی داره تونسته موفق باشه والا بقیه بانک های دولتی مثل بانک ... که مدیرش از ... آمده وضعیت خوبی نداره. اینها تا بیان سوار کار بشن کار از کار گذشته." سپس به انتقاد از نگاه دولت به بانک ها می پردازد و می گوید:" متاسفانه تصور برخی این است که بانک تنها یک بنگاه خدماتیه و فقط هم باید به فقرا وام بده. این نگاه عدالت طلبانه باعث فشار برای کاهش نرخ سود تسهیلات شده ولی مگه می شه نرخ سود رو زوری پایین آورد؟ وقتی می گیم نمی شه می گن با کاهش نرخ سود مخالفن." این مدیر ارشد دولت نهم ادامه می ده:" در دولت خاتمی با سیاست گذاری دقیق کاهش تدریجی نرخ سود در دستور کار قرار گرفت که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این سرشماری خیلی ایراد داره و نتیجه اش به درد هیچ کاری نمی خوره. امروز سرشمار سراغ من اومد و فقط همین سوال ها رو پرسید:" ۱- نام و مشخصات شناسنامه ای من و کسانی که با من در یک خانه زندگی می کنیم. ۲- متراژ خونه ۳- در۱۰ سال گذشته از تهران مهاجرت کرده ام یا نه 4- بیکاری یا شاغل؟"

یعنی هیچ سوالی که مدیریت اقتصادی کشور جوابش رو برای برنامه ریزی آینده نیاز داره، پرسیده نمی شه. مثلا این که پرسش شوندگان مستاجرند یا صاحب خونه تا معلوم شه ایران به ساخت چند واحد مسکونی نیاز داره. حتی طول دوره بیکاری و یا شاغل بودن افراد سوال نمی شه، سوالی که جوابش برای تعیین دقیق نرخ بیکاری خیلی مهمه. جواب این سوال نشون میده که آیا سیاست های دولت اشتغال زا بوده یا زد اشتغال. سطح درآمد برای شناسایی فقرا و ....

به نظرم این سرشماری داره از سر دولت باز میشه تا سنت ۱۰سال به ۱۰سال به جا بیاد. حتی هدف اینم نیست که بدونند چند نفر تو این کشور زندگی می کنه. چون صدا و سیما اعلام کرد که در ۹ روز گذشته نیمی از جمعیت کشور سرشماری شدند. این خبر به این معناست که جمعیت کشور از قبل برای دولت معلومه که فهمیدند نصفش سرشماری شده و همه چی بر اساس حدس و گمان پیش میره. گذشته از این وقتی میگن کشور ما برای ۱۲۰ میلیون نفر جا و امکانات داره آیا برای دولتش مهمه که بدونه وضعیت فعلی مردمش چیه؟ لابد وضع فعلی اقتصاد رو از سر همین حدود ۷۰میلیون نفر هم زیاد می دونه. با این حال به نظرم این سرشماری با وجود سوال های ناقصش یک حسن داشت و اون این که به طور رسمی یک بیکار به جمعیت بیکار کشور اضافه شد. من به علت توقیف روزنامه شرق ۲ماهیست که بیکارم.  

   

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

 

بوی صفحه های اقتصادی روزنامه شرق رو یک هفته ایست که می شه از یک ماهنامه استشمام کرد. امیر حسین مهدوی پس از تجربه موفق انتشار ماهنامه "گسترش صنعت" این دفعه ماهنامه ای با نام "صنعت و توسعه" را با همکاری خاطره وطن خواه، عباس فتاح زاده، لیلا خدابخشی، بهناز صادقپور و حمزه حسینی منتشر کرده. تورق صنعت و توسعه نشون می ده که دوستانم قصد دارند نگاهی چند بعدی به مقوله صنعت داشته باشند. آن چنان که در شماره اول این نشریه گذشته از مطالب تئوریک و اقتصادی صرف، مباحثی همچون نقش صنعت در توسعه سیاسی و اجتماعی هم مورد کنکاش قرار گرفته. در این میان قلم جذاب و ژورنالیستی بچه ها خشکی عمومی این نوع مجله ها رو از بین برده. البته "صنعت و توسعه" با مطالبی از اقتصاددانان معروف وجاهت علمی خودش رو حفظ کرده. به نظرم یک مزیت دیگر این مجله نگاه از دریچه بخش خصوصی به صنعت کشور به شمار می ره. در ضمن مدیر مسوول این ماهنامه اسحاق جهانگیری، وزیر سابق صنایع و معادنه. به نظرم این مجله فقط یک ایراد داره، اونم این که فونتش خیلی ریزه. در هر صورت برای دوستان خوبم که خاطرات شیرین روزنامه شرق رو از اون ها دارم، به خصوص امیر حسین، آرزوی جذب مخاطب بالا دارم.

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

یک هفته می شه که فروش نرفته، شماره پام چهله پس باز هم بی تفاوت رد می شم. قضیه اینه که پینه دوزی که تو خیابون طالقانی کمی قبل از ساختمون وزارت جهاد کشاورزی بساط می کنه، از یک هفته پیش یک جفت کفش قهوه ایه دست دوم رو قالب زده و روش آگهی فروش زده. معلومه صاحبش نه مشمول سهام عدالت شده و نه پول نفتی سر سفرش رفته. اگه به سایز پاتون می خوره شتاب کنید. البته کفش مردونست و سایزش ۴۲.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تلويزيون تصوير مردي را نشان مي دهد و گوينده خبر صاحب تصوير را نماينده مجلس و صاحب مسووليت نظارتي در امر انتخابات شوراها معرفي مي كند. چهره آشناست، اگر كمي موها و ريش هايش را مشكي تصور كنم، خاطره يك همكلاسي گوشه گير و کم حرف به خاطرم مي آيد. سال 1374 دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي سر كلاس رياضي1 استاد ماكاراچي. حدود 10 نفر از همكلاسي هاي من كه دیپلمه انسانی بودند و یا با سهميه رزمندگان و ایثارگران وارد دانشگاه شده بودند، به استاد اعتراض كردند كه سطح كلاس بسيار بالاست. پس از او درخواست كردند تا با توقف تدريس نسبت به حل مساله اقدام كند. استاد تعدادي از آنها را به تخته فراخواند و شروع كرد به طرح يك مساله ساده تا سطح كلاس را بسنجد. ماكاراچي گفت:" بنويسيد راديكال...."

دوستان من پس از مكث به ترتيب نوشتند: پرانتز، كروشه، آكولاد و آخري هيچ براي نوشتن نداشت.

استاد گفت:" يك هفت بنويسيد و سركش بگذاريد." آنها هفت نوشتند ولي سركش ها را به سمت چپ كشيدند. پس از اين واقعه به درخواست استاد همكلاسي هاي من در سطح رياضي پيش و در گروهي ديگر و جداي از بقيه به تحصيل رياضي ادامه دادند. سال 1378 زماني كه مشغول تسويه حساب با دانشگاه بودم، همان دوستان هنوز  به دنبال كسب نمره قبولي در درس رياضي پيش بودند. تحصيلات دوستی هم که در تلویزیون دیدم اكنون كارشناسي ارشد علوم سياسي اعلام مي شود و يك فعال راديكال سياسي در طيف اصولگرايان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امیر لعلی هم از گلشهر(زنگ تفریح) خداحافظی کرد. پس از خداحافظی زود هنگام سایر اعضای گروه، گلشهر توسط من، خاطره، امیر و حمزه به روز می شد. توقیف پیاپی شرق و روزگار سبب شد تا شش دانگ گلشهر با انشعاب من و خاطره و امیر به نام حمزه بشه. امیر آخرین کسی بود که سند واگذاری گلشهر را دیروز امضاء کرد. او وبلاگی با نام قلم های سرخ را که برای من، محمد طاهری و محسن ایلچی خاطره انگیز است، راه اندازی کرده. حمزه هم از این پس وبلاگ گلشهر را به طور شخصی به روز خواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این هم از خنده دار ترین مطلب: اکنون و از سر بی حوصلگی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

بعضی از ما بعضی از شغل ها رو به خاطر بعضی ها انتخاب می کنند. مثلا لذت "اکبر گنجی" بودن یا "مسعود بهنود" بودن بعضی رو برای روزنامه نگار شدن ترغیب می کنه. تا این جای کار خیلی اشکال نداره به هر حال الگوی خوب داشتن، خوبه. بگذریم که در این نوع انتخاب شغل آرمان خواهی یا حرفه ای بودن مد نظر قرار نگرفته چون اغلب اوقات قرار هم نیست که خودمون باشیم و پدیده جدیدی در شغل مورد نظر ظهور کنه. به همین دلیل اول کمی مدل حرف زدن آدم تغییر می کنه و بعد، از لباس پوشیدن تا نوع غذاش عوض می شه. حالا مهم نیست که هنوز خبرنگار غیر حرفه ای هستیم ولی همش باید سعی کنیم از وضع موجود ابراز نارضایتی کنیم. گاهی از گنجی بیشتر احساس محبوس بودن می کنیم. افسرده می شیم. قرص فلوکسیتین می خوریم و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

عصر روز گذشته ميهمان يكي از اصولگرايان متنفذ بودم. قصد داشتم تمام مكالمه مان را در وبلاگم بنويسم ولي آخر ديدار يك ساعته مان تاكيد كرد كه بحث فاطمه رجبي و نامه احمدي نژاد به بوش كه از قضا جذاب ترين موضوعات هم بود، بين خودمان باشد و جايي نقل نشود. اما اينا رو ميشه نقل كنم: " وزارت ارشاد ظاهرا علاقه اي به انتشار روزنامه ندارد. حتي به ما كه اصولگراييم گفته اند كه پس از انتشار 100 شماره مي توانيم از ارشاد درخواست كمك مالي و ارزي كنيم. به آينده نو هم همين رو گفتند. 100 شماره يعني 4 ماه انتشار. معني اين حركت اينه كه روزنامه ها زمين بخورند. با وجود اين كه موضع سياسي روزنامه شرق را قبول نداشتم ولي وجود شرق يك غنيمت براي كشور بود. واقعا توقيف آن بي درايتي محض بود. روزنامه اي حرفه اي، پر مخاطب و تاثير گذار. از دوره مشرطه تا كنون كه ما صاحب قانون مطبوعات شديم سابقه نداشته وزارت ارشاد روزنامه ببندد. الان در شهرستان ها يك مدير كلي كه از خبرنگاري دون پايه بودن شده مدير كل ارشاد دستور توقيف روزنامه و نشريه ميده. مشكل آقايان اينه كه نمي دانند براي برخورد با يك روزنامه 1001 راه وجود داره و توقيف تنها را نيست. اصلا وقتي از مجموع تيراژ 1700000 روزنامه ها در ايران تنها 150000 روزنامه منتقد چاپ مي شد يك فرصت بزرگ براي دولت بود ولي نفهميدند. حالا اين حجم به كمتر از 50000 روزنامه رسيده و بعيده كه همين هم تحمل شه. شرق هم از دادگاه تبرئه نمي شه. شك ندارم. همه رفتار ها تبليغاتي شده. آقايان هنوز خودشون رو در دوره انتخابات حس مي كنند. مثلا همين امروز(ديروز) رييس جمهوري دستور داده كه شهرداري پروژه هاي عمراني را بدون فوت وقت به پايان برسونه. مردم نمي دونند ما كه مي دونيم دولت خودش بودجه عمراني شهرداري را تخصيص نمي ده. ولي از حس رقابت دوره انتخابات اين حرف ها عليه رقيب زده مي شود تا دل مردم به دست بياد. كسي كه رييس جمهور ميشه نبايد چشمش به پست قبليش بمونه. اطافيان ايشان هم مشاوره خوبي نمي  دهند. آخه اين خانم رجبي به نظر من .... من شايد آقاي خاتمي را هم مثل احمدي نژاد در حد رييس جمهوري ندانم ولي ايشان را بسيار دوست دارم . شخصيت و فرهيختگي ايشان فرصتي تاريخي براي نظام بود. حتي افرادي مثل بيطرف و شريف زادگان مشاركت در اين حدند كه بايد پشت سرشان نماز خواند.... ( صحبت هاش راجع به نامه احمدي نژاد به بوش هم خيلي جالب بود.)   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

با تمام تلاشی که بانک مرکزی برای برکناری مدیر عامل بانک پارسیان انجام داده هنوز هم بانک مرکزی عبدالله طالبی را مدیر عامل رسمی بانک پارسیان می داند. بازدید از سایت بانک مرکزی گویای سر گیجه در میان مدیران ارشد این بانک است:

http://www.cbi.ir/page/2376.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تناقض های آماری در مجموعه دولت به اوج خود نزدیک می شود، دو ماه پس از پایان انتقاد ها نسبت به نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی حالا تناقض جدیدی بین آخرین گزارش اقتصادی رییس جمهوری و گزارش اقتصادی بانک مرکزی به وجود آمده است:

http://ires.ir/CoverStory/CoverStoryF/Item.asp?ID=62

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" غیژ غیژ" ..." غیژ غیژ" ... هر چی دگمه خطر رو فشار می دادم، خبری نمی شد که نمی شد. دگمه های دیگه هم کار نمی کرد. دیگه پذیرفتم که برای اولین بار تو عمرم اونم داخل آسانسور روزنامه " تهران امروز" گیر افتادم. با این که تهویه آسانسور کار می کرد ولی بعد پنج دقیقه حسابی عرقم دراومد. در حالی که عرق پیشونیمو پاک می کردم پیش خودم گفتم:" عجب روزنامه خوش یمنی." تو بلاتکلیفی، مذاکراتم با سعید افسر رو در مورد پذیرش مسوولیت سرویس اقتصادی روزنامه تهران امروز مرور کردم. بهش قول دادم تا دو، سه روز آینده جواب پیشنهادش رو بدم. اما هیچ شناختی راجع به اسماعیلی مدیر مسوول روزنامه که مدیر خبرگزاری مهر هم هست، نداشتم. او چهره ای اصولگراست ولی از انتقاد به عملکرد دولت صحبت می کرد و حضور افسر هم نشان می داد که خط کشی های مرسوم میان اصلاح طلبان و اصولگرایان را قبول نداره و سعی داره کار حرفه ای ارایه کنه. تصمیم گیری برام سخت بود همونطور که هنوز نتونسته بودم جواب روزنامه ها و خبرگزاری های دیگه ای که پیشنهاد کار دادن رو بدم. وقت تنگه و اونا هی تماس می گیرن. چند راهیه عجیبیه. هر چی فکر می کردم، جوابی نمی گرفتم. موبایلم هم هی زنگ می خورد. دیگه دیوونه شدم. داد زدم:" کمک!" یک دفعه یه کارگر افغانی ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

يكي از دوستانم كه در ديوان عدالت اداري مشغول به كار است مدعي است، حكم قطعي شكايت مدير عامل بانك پارسيان بدون توجه به فشارهاي وارده از سوي برخي تايپ شده و آماده ابلاغ است. اين حكم بر بازگشت عبدالله طالبي به سمت مدير عاملي بانك پارسيان تاكيد دارد. در همين حال در جلسه روز يكشنبه كميسيون صنايع و معادن مجلس، مديرعامل بانك پارسيان ضمن ارائه گزارش عملكرد اين بانك به دفاع از خود در برابر اتهاماتي كه به وي وارد شده بود پرداخته است. طالبي از عملكرد رئيس جمهور و بانك مركزي در خصوص مشكل پيش آمده انتقاد كرده و معتقد بوده اعلام اين موضوع توسط رئيس جمهور قبل از اثبات جرم، صحيح نبوده است و اين در حالي است كه بعد از پيگيري‌هاي عبدالله طالبي در ديوان عدالت اداري، راي به نفع وي صادر شده است.

طالبي گفته: من مطابق قانون هنوز مديرعامل بانك پارسيان هستم اما براي جلوگيري از فضاسازي‌ها به بانك نمي‌روم.

همچنين صادق زاده، نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي در مورد مباحث مطرح شده توسط نمايندگان در اين جلسه به سايت خانه ملت گفته: رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه با كانديداي رياست جمهوري فرق مي‌كند و اگر جايي تخلفي صورت گيرد، مرجع بررسي آن مشخص است و نيازي به كار تبليغاتي نيست. وي افزوده: همه بانك‌ها اعم از خصوصي و دولتي از نظر نحوه تاسيس و نحوه عملكرد زير نظر بانك مركزي هستند و كميته انضباطي بانك مركزي به تخلفات رسيدگي مي‌كند. همچنين براي عزل مديرعامل، مجمع سهامداران هر بانك تصميم مي‌گيرند.

صادق زاده يادآور شده: كميسيون براي شنيدن نظرات وزير امور اقتصاد و دارايي و رئيس بانك مركزي در خصوص موضوع بانك پارسيان از ايشان براي حضور در كميسيون دعوت به عمل خواهد آورد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

من كه ديگه پاك گيج شدم. امروز معاون واگذاری و امور حقوقی سازمان خصوصی‌سازی اعلام كرده كه از ابتداي امسال تا كنون در مجموع 36 ميليارد ريال از سهام شركت هاي دولتي به بخش خصوصي واگذار شده. اون وقت ديروز جشن واگذاري سهام عدالت به 4 ميليون و 600 هزار نفر برگزار شد. اگه حتي همه سهامي كه سازمان خصوصي سازي واگذار كرده به صورت سهام عدالت باشه، به هر نفر فقط 782 تومان سهام رسيده. پس اون 500 هزارتومان يا 2 ميليون تومان سهامي كه به هر دريافت كننده سهام عدالت وعده داده شده از كجا اومده؟ چي شده؟ و...

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

مخالفان عبدالله طالبی٬ مدیر عامل برکنار شده بانک پارسیان دست بر دار نیستند. آخرین اقدام آنها تلاش برای تاثیر گذاری بر تصمیم نهایی دیوان عدالت اداری در خصوص شکایت طالبی از اقدام غیر قانونی بانک مرکزی در برکناری اوست. روز گذشته برخی از سهامداران به تحریک برخی از مخالفان طالبی اقدام به ارسال نامه ای خطاب به علی رازینی٬ رییس دیوان عدالت اداری کرده اند. در این نامه سهامداران شورشی مدعی شده اند که طالبی و فتحعلی٬ رییس هیات مدیره بانک٬ پیش از برکناری استعفا داده بودند. در صورت پذیرش این نامه از سوی رازینی برکناری طالبی بلامانع خواهد بود. گفتنی است هفته گذشته دیوان عدالت اداری حکم برکناری طالبی که از سوی بانک مرکزی صادر شده بود را به طور موقتی لغو کرد تا با بررسی های بیشتر حکم نهایی را تا سه روز آینده اعلام کند. مطابق قانون مدیر عامل متهم هر بانک پس از محاکمه در هیات انتظامی بانک ها و با حضور نماینده قوه قضاییه٬ دولت و بانک ها و پس از اثبات تخلف می تواند برکنار شود ولی اداره نظارت بر بانک های بانک مرکزی یک ماه پیش دستور برکناری طالبی را صادر کرد. این اقدام پس از ناکامی برخی مشتریان شبه دولتی سهام بانک پارسیان در خرید سهام این بانک که از سوی ایران خودرو عرضه شده بود٬ صورت گرفت.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز اکثر روزنامه ها در صفحه اولشون یک تیتر منفی در مورد تعطیلی طولانی هفته پیش زده بودند. از شلوغی بانک ها که امروز هم ادامه داشت تا افزایش قیمت مواد خوراکی، زیان بخش خصوصی و آسیب های آن به اقتصاد ملی. اما اینطور که بوش میاد دولت این انتقاد ها رو با کاهش تعطیلی نوروز می خواد جواب بده. مثل این که زبان در حلق فرو بردن و ... به از سخن درشت گفتن شده. البته امروز دوستی به طنز می گفت:" لابد خبر خوشی هم که رییس جمهوری به دریافت کنندگان سهام عدالت وعده داده اینه که از این به بعد دارندگان سهام عدالت چهارشنبه ها تعطیل اند." آخه امروز فاز اول توزیع سهام عدالت به سه گروه کم درآمد تر جامعه تموم شد ولی این سوال برام باقی موند که اون حدود پنج میلیون نفری که امروز سهام عدالت گرفتند چه طوری تو یک سالن کوچیک که رییس جمهوری، وزیر اقتصاد و وزیر صنایع جشن توزیع سهام عدالت رو برگزار کرده بودند، جا شدند. لابد به خاطر همین تنگی جا بود که خبرنگارهای روزنامه ها رو به این جشن راه ندادند.   

+ نوشته شده در  شنبه 6 آبان1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

از دوشنبه بعد از ظهر از خونه بیرون نرفته بودم. اما دیگه امروز ظهر به اصرار او که تازه برگشته رفتیم بیرون. قبل رفتن تند و تند دنبال عینک آفتابیم می گشتم. اونی که تازه برام آورده و سعی کرده بود به سفارشم تیره ترین عینک دنیا رو پیدا کنه. وقتی پیداش کردم کلی خوشحال شدم آخه شیشه هاش حسابی کثیف بود. می گفت:" باقیمونده غذای هواپیما رو گذاشته بودم تو کیفم مثل این که چربیش ریخته رو عینکت. آخه می دونی که تو 8 ساعت پرواز آدم زود گرسنش میشه و اعتباری به بی اشتهایی اول پرواز نیست و..." همین طور که داشت کثیفی عینک رو با سرودن یک مثنوی توجیه می کرد، عینک رو به چشم زدم و راه افتادم. خوشحال بودم چون هیچ کس رو نمی دیدم. انگار که از سکوت طولانیم خسته شده باشه، گفت:" تو چرا اینطوری شدی، فکر می کنی همه تو اینجوری شدن اوضاع مملکت و بسته شدن روزنامه ها مقصرند. واقعا که؟! فکر کنم پاک دیوونه شدی. رضا راست می گفت، تو باید بری. بیخود خودتو می خوری. موبایلتو چرا خاموش کردی، خسته شدم از بس جواب تلفن های دوستاتو دادم. خواب ندارم از دستشون. خب اونام نگرانن. می خوان برات کار پیدا کنن و...." یادم افتاد که چقدر از همین دوستا هم تو اینجوری شدن اوضاع سهم دارند. پس از اونها هم متنفرم تا اطلاع ثانوی.

   

+ نوشته شده در  جمعه 5 آبان1385ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرحی است به نام رفع موانع تولید. با اخذ مجوز از هیات رییسه و با استناد به اصل هشتاد و پنج قانون اساسی قرار شده تا این طرح بدون ورود به صحن علنی مجلس و تنها با تصویب کمیسیون صنایع و معادن اجرایی شود. دو محور اصلی این طرح اصلاح قانون تجمیع عوارض و قانون کار است. گفته می شود اصلاحیه قانون کار در قالب این طرح بسیار فراگیر تر از طرح اخیر وزارت کار است که از طرف دولت و به دلیل اعتراض خانه کارگر مسکوت گذاشته شد. به نظر می رسد وزیر کار و امور اجتماعی پس از دو بار عقب نشینی در اجرای مصوبه دستمزد امسال و اصلاح قانون کار، بازی را از دولت به میدان مجلس کشانده که احتمال پیروزی در آن بیشتر است. در مقابل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در اولین حرکت مقابله جویانه از امروز ارسال sms های تحریک آمیز را به کارگران آغاز کرده است. متن کامل این sms را بخوانید:" برای ادای دین خود به کشور این پیام را برای 10 نفر بفرستید: با تصمیم مجلس در حذف قانون کار موج اخراج و اعتصاب در راه است!"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

یک ماهیست با احساس جذابیت موسیقی رپ و راک ایرانی برای جوانان و نوجوانان بخشی از وقت خودم را صرف گوش کردن به آلبوم های این نوع از موسیقی کرده ام. در این میان، " کیوسک" به ترانه سرایی، نوازندگی و خوانندگی " آرش" را بسیار پسندیده ام. به خصوص ترانه ای که بر روی آهنگ فیلم زوربای یونانی خوانده است. محتوای اکثر آلبوم های به خصوص آلبوم " کیوسک" اعتراض به وضع موجود یعنی افراط در توجه به مظاهر " تازه به دوران رسیدگی" یا به قول چپ ها مظاهر بورژازی است. باور نمی کنید گوش کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

پیام کوتاه است و غم انگیز. پایان کار تیم روزنامه شرق اعلام شد. دیگر باید به جستجوی شغل دیگر و یا کار در روزنامه های دیگری بود. چه زود بغض خاطرات گروه دویست نفره ما از تحریریه گرفته تا فنی، خدمات و آگهی ها می تکرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آبان1385ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

با وجود این که احتمال اعلام فردا به عنوان عید فطر بالا بود ولی قرار شد امروز هم بریم روزگار و کار کنیم تا وقفه ای در انتشار روزنامه اتفاق نیفته. صبح داشتم وبگردی می کردم که حمزه sms زد که روزگار توقیف شده. به سرعت خودم رو رسوندم روزنامه. به مرور همه آمدند. حدود ساعت دوازده بود که خبر قطعی توسط هیات نظارت بر مطبوعات اعلام شد. خاطره و بهناز در فکر مهاجرت افتاده بودند که رضا معطریان هم به اونها اضافه شد. بعضی هم از تغییر شغل حرف می زدند. امیر نگران اقساط خونه ای که تازه خریده بود. عباس هم مثل همیشه به فکر مسایل اداری بود و هی سوال می کرد که مرخصی هام چی میشه و کی با ما تسویه حساب می کنند؟ بعضی هم به طنز می گفتند:" حداقل مجوز طرح ترافیک هم به شرق و روزگار ندادند تا بریم تو آژانس کار کنیم." احمد غلامی سردبیر روزگار و محمد قوچانی سردبیر شرق هم به بچه ها پیوستند و به همه خسته نباشید گفتند. آخرین خنده ها و مرور خاطرات به سرعت روزگار تمام شد و کم کم بچه ها هر چی در دفتر روزنامه داشتند رو جمع کردند و این به معنای خداحافظی برای دوره ای نامحدود بود. دیگه سر این مساله کسی بحث نداشت که امکان همکاری تیم شرق به این زودی ها وجود ندارد و تیم هشتاد نفره ما ممنوع القلم شده. هر چند مدیر مسوول شرق امیدواره که در دادگاه شرق تبرئه بشه ولی پیام توقیف روزگار ورای بهانه هاو توجیه هایی که هیات نظارت اعلام کرده به معنی عدم امکان انتشار شرق است. پس خیلی نمیشه به آینده شرق امیدوار بود. با این حال باید بود هر چند با تیم متلاشی شده. به نظر من دوباره باید متفرق شد و در روزنامه ای دیگر ادامه حیات داد. مهاجرت یا تغییر شغل راه چاره نیست. باید بود تا امکان انتشار روزنامه موفق دیگر مهیا شود تا باز هم دور هم جمع شویم. چون روزنامه نگاری فقط یک شغل نیست بلکه آرمان و عشق است. پس باز میگردیم به دوران ماقبل انتشار روزنامه های موفق به امید شروع دوران درخشان دیگر و این تجربه جدیدی برای من و دوستانم که در دوران درخشان روزنامه نگاری وارد این شغل شده اند، ارزشمند و بسیار دشوار خواهد بود.    

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

 

 

دبير هيات نظارت بر مطبوعات گفت : روزنامه" روزگار" به دليل عدم رعايت بند ب ماده 33 و انتشار مطالب در زمينه هاي غير مصوب روزنامه توقيف شد .

" عليرضا مختارپور" در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايلنا در رابطه با دلايل هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه روزگار تصريح كرد : اين روزنامه از زمان انتشار خود تا مرداد ماه 85 در زمينه هاي اجتماعي , ا قتصادي, فرهنگي فعاليت داشت و نزديك به 809 شماره را چاپ كرده بود اما بنا بر دلايلي منتشر نشد و در آغاز دوره جديد خود كه تصميم به انتشار گرفت.

مختار پور گفت : طي مذاكراتي كه مديران اين نشريه با ما داشتند ما خواستار رعايت قانون از سوي آنها شديم به طوريكه بايد بر طبق قانون هرگونه تغييرات در زمينه محتوايي بايد به تصويب هيات نظارت بر مطبوعات برسد كه متاسفانه تغييرات اين روزنامه كه شامل صفر كردن شمارگان روزنامه و افزودن بخش سياسي به آن بود بدون هماهنگي با هيات نظارت بر مطبوعات انجام شد .

معاون مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به تذاكرات هيات نظارت بر مطبوعات به مسوولان اين روزنامه در تغيير موارد مطرح شده گفت‌‏ : متاسفانه قسمت عمده مطالب روزنامه" روزگار" سياسي بود و طراحي روزهاي انتهايي انتشار اين روزنامه در مرداد ماه 85 متفاوت با شمارگان جديد آن بود و به اذعان بسياري از رسانه هاي مختلف شبيه برخي از روزنامه هايي بود كه اخيرا توقيف شده بود ند .

وي خاطر نشان كرد‌‏: با توجه به تمامي تخلفات مذكور معاونت مطبوعاتي تصميم گرفت براي حمايت از انتشار اين روزنامه خواستار رفع اين تخلفات شود اما متاسفانه مسوولين روزنامه روزگار نه تنها به اين موارد توجه نكردند بلكه با برخي جوسازي ها عملكرد خود در عدم انتشار روزنامه در روز پنجشنبه را نيز به گونه‌‏اي ديگر جلوه دادند و در روز شنبه نيز رويه گذشته خود را ادامه دادند ؛بنابراين بر طبق بند ب ماده 33 قانون مطبوعات, هيات نظارت تصميم به توقيف روزنامه روزگار گرفت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

می گویند:هیات نظارت بر مطبوعات حکم توقیف روزگار را صادر کرده هنوز خبر تکمیلی و یا حکم توقیف به روزنامه نرسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

فرهاد رحيم خانی: کتابهای بسياری تاکنون درباره پيامدهای سياسی و اجتماعی انقلاب سال 1357 نوشته شده اما سؤال اساسی و محوری که در اين باره مورد باقی مانده اين است که اين رويداد سياسی چه تأثيری بر آرايش نيروهای طبقاتی جامعه ايران داشته است.به ديگر سخن، اين رويداد سياسی، نظم موجود در مناسبات و روابط ميان طبقات اجتماعی را به نفع کدام طبقه و به زيان کدام گروه اجتماعی برهم زده است.سهراب بهداد و فرهاد نعمانی در کتاب طبقه و کار در ايران به بررسی و تحليل پيامدهای انقلاب بر حوزه روابط اقتصادی٬ اجتماعی و بويژه تغييرات درچيدمان طبقاتی جامعه ايران در دهه های اول و دوم پس از انقلاب پرداخته اند.اين دو استاد اقتصاد که سالهای پيش از انقلاب در دانشگاه تهران مشغول به تدريس بوده و اکنون در آمريکا و فرانسه تدريس می کنند٬ در کتاب خود با ارائه تعريفی تئوريک از مفهوم طبقه در جامعه ايران به شکلی آماری وضعيت و ساختار طبقاتی را توضيح داده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

 محمود احمدي‌نژاد ديروز در نشست مشترك دولت و مجلس گفت: "من با اينكه مي‌گويند دو بچه كافي است، مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيت‌هاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست. اين غربي‌ها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيت‌شان منفي است، از اين امر نگران هستند و مي‌ترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر مي‌كنند."

به گزارش ايسنا، رييس جمهور در بخشي از سخنان خود در اين نشست، با بيان اينكه از حضور زنان در صحنه اجتماع استقبال مي‌كند گفت:" فقط يك نگراني دارم و آن اين است كه اين حضور باعث شود از ماموريت اصلي خود يعني تربيت نسل‌هاي آينده دور شوند.‌" وي افزود: "در حال حاضر آقايان و خانم‌ها موظفند روزانه 8 ساعت كار كنند، ولي من در اينجا اعلام مي‌كنم كه دولت اين آمادگي را دارد كه طبق لايحه‌اي اين زمينه را فراهم كند كه ساعت كار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزنداني كه دارند كاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسووليت اصلي‌شان عمل كنند... من نمي‌گويم خانم‌ها كار نكنند، بلكه معتقدم آنها بايد در صحنه حضوري فعال داشته باشند." ‌

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط علی حق  |