تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

آقای کروبی(شیخ اصلاحات!) خیلی جالب است که حزب تحت رهبری شما حتی در پرداخت حق و حقوق خبرنگاران روزنامه اعتماد ملی(ارگان حزب) عاجز است و آن گاه مدعی اداره ایران است! جنابعالی آن گاه می خواستید که رییس جمهوری ایران باشید و همچنان هم مدعی ضایع شدن حق خود در انتخابات سال 84 هستید. آن هم با شعارهایی که با عملکرد هم حزبی های شما در روزنامه تان معلوم شده که نباید در پوپولیستی بودنشان کمترین تردیدی کرد. اگر به احمدی نژاد انتقاد می کنید بد نیست بدانید که شما طیف پوپولیستی اصلاح طلبان را بنیان نهاده اید و طرح توزیع 50 هزار تومان شما پوپولیستی تر از طرح سهام عدالت است. هیچ فکر کرده اید که ساز مخالف زدن شما در طیف اصلاح طلبان چقدر به پیروزی اصولگرایان و شکست اصلاح طلبان کمک کرده است؟ شما که سایر اصلاح طلبان را به تندروی متهم و محکوم می کنید، چه گلی به سر مردم نه، خبرنگاران روزنامه تان زده اید؟ سر لیست شما در انتخابات مجلس هشتم در تهران، آقای منتجب نیا هم حداقل در خاطر من خبرنگار تجربه ناکامش در اداره روزنامه نسیم صبا باقیست، آن گاه لابد انتظار دارید خبرنگاران اصلاح طلب همچنان در انتخابات آینده از حزب شما حمایت کنند. آن هم در شرایطی که دبیر گروه اقتصادی روزنامه اعتماد ملی را به دلیل امتناع از ثبت الکترونیکی ساعت کار اخراج می کنید و قصد هم نداشتید دستمزد ماه پیش او را پرداخت کنید٬ سایرین را هم تهدید به اخراج می کنید. حداقل از همسرتان که سال ها معاون وزارت کار و امور اجتماعی بوده کمی از قانون کار سوال کنید تا بدانید که در مجموعه تحت نظارت شما چقدر قانون شکنی شده، ولی همچنان حزب شما ادعای حاکم سازی قانون در ایران را دارد. البته ایشان هم سابقه به زندان انداختن خبرنگار طنزنویسی را در همان کسوت دفاع از حقوق کارگران، در پرونده خود دارد.(شما هم آن زمان هنوز ژست وساطت برای آزادی زندانیان به خود نگرفته بودید.)

یعنی درک شما از چند و چون قرارداد موقت اینقدر پایین است که بدون ملاحظه فرمان اخراجی صادر می کنید که هیچ محکمه ای آن را نمی پذیرد.

جناب کروبی! ثبت ورود و خروج نیروی کار بر عهده کارفرماست. گذشته از این شغل خبرنگاری شغل سخت و زیان آور شناخته شده و ساعت کار آن ها کمتر از سایر کارگران است ولی شما همچنان بر مبنی غیر قانونی خود از حقوق خبرنگاران به دلیل کسر کار، کم می کنید. هیچ فکر کرده اید که هزینه تولید گفت و گوها، گزارش ها و یادداشت هایی که خبرنگاران در اوقات خارج از روزنامه و گاه تا نیمه شب در منزل تهیه کرده اند بر عهده کیست؟ آن وقت شما اگر خبرنگاری زود تر از ساعت 13 وارد روزنامه شود، تعجیل در ورود در پرونده اش ثبت می کنید و اگر زودتر از ساعت 9 شب از روزنامه خارج شود، تعجیل در خروج ثبت می کنید. تا به حال یک ریال اضافه کاری پرداخت کرده اید؟ می دانید که به دلیل ثبت پایه حقوق حداقلی برای همه خبرنگاران با هدف پرداخت حق بیمه کمتر مجرم هستید؟ در واقع شما با تهیه لیست حقوق دوگانه سازمان تامین اجتماعی را فریب می دهید. چرا باید اگر خبرنگاری که در حین انجام وظیفه دچار سانحه مرگ شود، خانواده او مستمری حداقل را دریافت کند؟ عدالت محوری حزب اعتماد ملی این است که از مظلومیت خبرنگاران که به دلیل آرمانگرایی و حمایت از کارفرما و درک محدودیت های او پیشه شده، سوء استفاده کنید؟ اصلا می دانید که خبرنگارانی که در روزنامه های اصلاح طلب کار کرده اند با وجود هزاران مشقت تحمیلی از سوی دولت ها تا کنون چقدر از حق و حقوق مورد مطالبه از کارفرمایان خود صرف نظر کرده اند. بعید می دانم یک برگه تسویه حساب حقوق و مزایا در دست خبرنگاران روزنامه های توقیف شده وجود داشته باشد یا کمتر کسی قرارداد مکتوب با کارفرما امضا کرده است، پس چرا سطح تسامح و تساهل شما اینقدر پایین است و خود را کارفرمای غیر قابل اعتمادی نشان می دهید؟ یعنی حتی حاضر نیستید یک ریال هم برای اصلاحات مورد ادعایتان هزینه کنید؟(هزینه ای که حق قانونی کارگران شماست.) باور کنید این سوال بهتری است نسبت به این بپرسم آیا توانایی اداره یک روزنامه را هم ندارید؟  

بی عدالتی و تخلف قانونی در حق کارگران روزنامه در پرونده مدیریت روزنامه شما که پوستین اصلاح طلبی بر تن کرده، کم نیست. اما خاطرتان هست که شما و همسرتان در انتخابات مجلس همواره مورد حمایت تشکیلات کارگری و کارگران بوده اید؟ می دانید کارگران اخراج شده چقدر برای چسبانیدن پوستر های تبلیغاتی شما و همسرتان شب تا صبح بیدار بوده اند با امید این که به شعارهای کارگری تان عمل کنید؟ حال با کمتر از 100 کارگر نمی توانید به عدالت رفتار کنید و حکم اخراج ناعادلانه صادر می کنید! واقعا باور کردنی نیست که شما به آرش حسن نیا، نماینده خبرنگاران در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران حکم اخراج می دهید و با وجود سردادن شعار جامعه مدنی، به نامه سرگشاده خبرنگاران و مذاکرات نمایندگان انجمن صنفی پاسخ منفی می دهید و بر حکم اخراج پافشاری می کنید. آن گاه وزارت کار دولت نهم را به به رسمیت نشناختن تشکل های کارگری اعم از انجمن صنفی روزنامه نگاران و تضییع حقوق کارگران متهم می کنید! شاید بگویید من قصد دخالت در امور روزنامه را ندارم و به قول معروف پای مدیران حزبی روزنامه را به میان بکشید ولی مگر شما دبیرکل حزب اعتماد ملی و مسوول عملکرد حزب نیستید؟ 

 برای آرش که دوستش داریم، وبلاگ رهام وزیری        

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مهر1386ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

علي ربيعي چند ساليه كه پشت سر هم بد شانسي مياره. اول كه خودش بيمار شد، بعد هم همسرش فوت كرد و حالا هم پسر كوچكش، محمد جواد، بر اثر سانحه تصادف دچار مرگ مغزي شده.

آقاي ربيعي و صالح جان، واقعا متاسفم. اميدوارم كه اميدواريتون با وقوع يه معجزه همراه بشه.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

بلوار ورودی شهر بم و دو خیابان نزدیک به اون که محل عبور مقامات دولتی برای رسیدن به محل سخنرانی و گلزار شهداست رو که طی میکنی و همینطور که هنوز مدهوش زیبایی این بلوار هستی، یک دفعه با صحنه هایی رو به رو می شی که سمبل دورغگویی در مورد بازسازی بمه. به جرات می تونم بگم که پیشرفت بازسازی بخش های مسکونی بم کمتر از 40 درصده. هنوز شهر به طور مشهودی خراب و ویرانه. بم امروز یعنی خاک! به قول دوستی از فرط گرد و خاک، هوای این شهر از همه شهرهای دنیا آلوده تره. واقعا تحمل گرمای بم درون کانکس ها خیلی سخته. در این نیمه نفس زدن یک شهر مردان و زنانی رو میشه ملاقات کرد که هنوز سرشار از زندگی و امید هستند. وارد انجمن خیریه همراهان بم که می شم، فرشید عزیزم با ذوق عجیبی داره برای بیماران قطع نخائی و کودکان بی سرپرست، ساز می زنه و آموزش موسیقی می ده. مدیر انجمن به گرمی به پیشواز می یاد. کسی که تمام خانواده اش رو اعم از فرزند و همسر و پدر و مادر و… رو در زلزله از دست داده با این حال این روزها سخت مشغول مستند سازی تجربه زلزله بم به عنوان تجربه ای ملی ست. دل پری از نامردی های روا شده به مردم بم و تشکل های غیر دولتی و مردمی در حدود سه سال گذشته داره. دو ساعتی پای صحبتش می شینم تا به اندازه 10 تا گزارش اجتماعی سوژه گیرم بیاد ولی کجا می شه این گزارش ها رو نوشت و چاپ کرد؟

با فرشید به داروخانه شبانه روزی اش که با هزار و یک سختی همراه همسرش راه اندازی کرده و اداره می کنه، می رم. باور کردنی نیست، زمین مغازه داروخانه رو متری 900 هزار تومان خریده! میگه :" تورم کمر مردم بم رو دوباره شکسته، حالا دولت انتظار داره که با وام 12 میلیونی مردم خونه بسازن."

همه چی در بم گرون تر از بقیه جاهاست. هر دونه شیر خشک شده 4200 تومان و چهره پدر و مادر هایی که پا پس می کشن و مجبور می شن به قیمت ابطلای بچه ها به اسهال، شیر گاو در شیشه شیر بچه ها بریزن، واقعا دردناکه. انسولین گیر نمی یاد و… فرشید می گه:" دارو های افسردگی و اعصاب بالاترین فروش رو داره." از حال و هوای مردم هم کاملا معلومه که شهر نه تنها بازسازی فیزیکی نشده، بازسازی روانی هم نشده. اصلا یک روانپزشک هم در بم مشغول به کار نیست. اما دست خارجی ها درد نکنه که چه بیمارستان، مجموعه ورزشی و مدرسه های مجهزی ساختن و دولت ما هم فقط ساختمون های اداری خودش رو ساخته ولی مردم بم یه پارک ندارن!

دوست خوبم آرمین که به گواه خیلی ها اولین پزشکی بوده که پانسمان و تیمار زلزله زده ها رو پیش از رسیدن گروه های امداد شروع کرده، می گه:" بم فراموش شده و مثل این که باید به این زندگی عادت کنیم."…

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارش" پايان 20 سال سکوت آقاي رئيس " رو که به توضیح شخصی به نام " محمد ناصر شرافت جهرمی " که از او به عنوان تئوریسین اقتصادی دولت احمدی نژاد یاد می شه واقعا با صرف وقت زیادی نوشتم٬ بس که اطلاعات موجود از این فرد کمه. عکسش رو هم که به هر دری زدم پیدا نکردم ولی سعی کردم چهره اش رو در نوشته تصویر کنم. این مطلب در ضمیمه آخر هفته روزنامه امروز اعتماد منتها بدون درج اسم نویسنده منتشر شده:  محمدناصر شرافت جهرمي تئوريسين اقتصادي دولت نهم است؟ اين سوالي است که اول بار با اعلام فهرست کابينه محمود احمدي نژاد در مردادماه سال 84 مطرح شد و حال پس از گذشت 25ماه، تعداد پاسخ هاي مثبت به آن از جواب هاي منفي به شدت پيشي گرفته است. اگر تا پيش از تشکيل شوراي عالي تدوين برنامه پنجم توسعه، پاسخ مثبت به سوال فوق متکي بود بر شواهدي همچون حضور پرويز داوودي در سمت معاون اولي احمدي نژاد، رياست حسين صمصامي مزرعه آخوند بر کميسيون اقتصادي دولت نهم، تکيه علي اکبر عرب مازار بر رياست سازمان امور مالياتي و رهبري اقتصادي احمد توکلي در مجلس هفتم. حال او همزمان با فعاليت 24ماهه اقتصاددانان تحت تاثيرش با حکم رئيس جمهوري به عنوان راس هرم سه وجهي اقتصاددانان حاضر در شوراي عالي تدوين برنامه پنجم توسعه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

به قول سهراب سپهری، دلخوشی ها کم نیست، مثلا دانشگاه تهران امروز بدجور محاصره شده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

"ديگه اميدواري ها و آرزو ها هم نه که نباشن٬ رنگ و بويي ندارند، مگه آخرش چه اتفاقي مي تونه بيفته، هر چي هم كه بشه حتی از نوع محالات٬ بازم نمی تونه دليل اميد به زندگيم بشه..."

فکر کنم دیگه باید بهش حق داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

استاد! خاطرت هست بعد از این که بیکار شده بودی و خودت می گفتی به دلیل مخالفتت به اقدامات مقام های ارشد نظام از کار برکنار شدی، سال 75 اومدی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درس اقتصاد کلان-1 ارایه کردی، چقدر دانشجوها بهت نقد کردند که از ترم بعد قید تدریس رو زدی، بعد هم از شرکت ... سر درآوردی و حالا که گفت و گو شما ور با یک ماهنامه در نقد دولت نهم می خونم، کسی پیشمه که یادآوری می کنه که کار و کاسبی قاچاق سوخت ( که به زعم شما روغن) کم رونق شده که نقد دولت می کنید. کمی خاص تر لطفا! دگمه پیراهن یقه آخوندیتون رو باز کنید تا حرف های شما رو باور کنم. راستی شما طرفدار لیبرالیسم بودید٬ نه؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

به لطف ميهماني هاي افطار دوستان، ناگزير چند قسمت از سريال " اغماء" رو ديدم. نويسنده اين سريال در كمال پررويي باور هاي ديني مردم رو به مسخره گرفته. مثلا تا بوده گفتن كه عمر دست خداست ولي در اين سريال معلوم مي شه كه اگه مثل دختري معتاد رفيق شيطون باشي مي توني از مرگ نجات پيدا كني و عمر بيشتري نسبت به حالتي كه خداباور باشي داشته باشي. اصلا اراده خدا در اين نوع سريال ها كه چند ساليه پخش مي شه، محو شده و شيطون هر كاري مي خواد مي كنه( فراتر از آزمايش بنده هاي خدا). حتي بلوتوث مادر زاد و سرخود داره!؟ بر خلاف ادعاي مدير شبكه اول اين سريال بيشتر شيطون بودن رو به عنوان داراي قدرت بي انتها تبليغ مي كنه. آخه مدير شبكه اول در تازه ترين شماره همشهري جوان گفت و گويي در مورد احياي شيطون در سريال ها كرده كه حرف هاي جالبي رو زده. ايشون گفتن كه بر خلاف تصور عامه شيطون در ميان ما در حال زاد و ولد و تكثير هست و بايد مردم نسبت به اين موضوع هوشيار شن. منظورش هم از شيطون موجود با جنسيت جن اعلام كرده و خودش رو به عنوان پشتيبان اصلي تهيه اين نوع سريال ها در شبكه اول دونسته(مصاحبه اين علامه رو بخونيد).

حالا بايد منتظر قتل و جنايت هاي تازه توسط مردم خرافه زده ايران بود كه مقتولان رو به جرم شيطون بودن بكشن و راه به راه به هم ظنین شن و دست به یقه شن و...  

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز بعد از ظهر رفته بودم سفارت عراق برای گفت و گو با محمد مجید الشیخ، سفیر عراق در تهران. او هنوز بر دیوار اتاقش عکس های یادگاریش با محمد خاتمی و کمال خرازی رو نصب کرده و خبری از دولت نهمی ها نبود. گذشته از این زنگ تلفن همراه مسوول دفترش که عراقی بود، توجه من ور به خودش جلب کرد، آهنگی بود که داریوش خونده، " اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد ..."

 در طول گفت و گوی یک ساعت و نیمه، یک جمله او خیلی برام جالب توجه بود. شیخ گفت:" فراتر از این که ما وارث کشوری مخروبه به لحاظ ساختارهای اقتصادی هستیم، با مردمی مواجه هستیم که به لحاظ روحی و روانی دچار مشکل هستند و نیاز به بازسازی دارند." در واقع به زعم او، چالش بزرگ، بازگرداندن روحیه انسانی و بازسازی شخصیت عراقی هاست. در واقع اشاره او به تاثیر منفی یک ساخت دیکتاتوری بر روحیه و فرهنگ عراقی ها بود که به اصلی ترین مانع توسعه و دموکراسی این کشور در این روزها بدل شده است. تاثر او از بیان این مساله واقعا تاثیرگذار بود.

یادش بخیر تا همین ۱۹ سال پیش ما باید با سرنیزه به جون هم می افتادیم ولی حالا صحبت از تحکیم روابطه ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این روزها که می گذرد

                              شادم

این روزها که می گذرد

                             شادم

                                  که می گذرد

                                                این روزها

شادم

     که می گذرد...

مجموعه شعر " دستور زبان عشق" سروده های سال های ۸۰ تا ۸۵ " قیصر امین پور" هست که انتشارات مروارید امسال به بازار فرستاده که در بازار بی رونق شعر غنیمتی بزرگه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

آقای مظاهری! کاش اگر گلایه ای داشتید، می توانستید بی واسطه با بنده سخن بگویید. در طول سه سالی که از نگارش مطلبم در ویژه نامه نوروزی روزنامه شرق می گذرد همواره کسانی که خود را واسطه شما معرفی می کنند به انحاء مختلف با کلام تهدید آمیزی با من صحبت کرده اند. حال هم که یک روز از چاپ مطلب بنده در روزنامه اعتماد(پست قبلی) می گذرد باز هم ارسال پیغام های با واسطه آغاز شده است. خطاب به شما و واسطه های شما که خواننده این وبلاگ هستید قاطعانه عرض می کنم که بنده به واژه واژه مطالبی که می نویسم ایمان و اعتقاد راسخ دارم و در هر محکمه ای حاضر به دفاع هستم. حسب دلسوزی ام نسبت به اقتصاد ایران و آینده آن که تحمل اجرای طرح های غیر کارشناسی را ندارد، همچنان انتقادی خواهم نوشت و بر خلاف روایت هایی که واسطه ها به عرض رسانده اند از هیچ کسی دستور نمی گیرم و بابت مطالبم اجر و مزدی بیش از حقوقی که همچون کارگر فصلی از روزنامه هایی که در آنها کار کرده ام، نگرفته ام. خواهش می کنم به این پیغام ها که شاید شما هم از ارسال آنها مطلع نباشید و برخی سوء استفاده چی ها همچنان ارسال می کنند، پایان دهید. شما حق دارید اگر مطلب کذبی نوشته شده شکایت کنید. بنده هم قطعا پاسخگو خواهم بود. خود بزرگ بین نیستم ولی برای پایان دادن به بیش از 3 سال تهدید، حاضرم رو در رو با شما به طور مفصل به گفت و گو بنشینم و در هر رسانه ای که شما مایل باشید متن گفت و گو بدون سانسور چاپ شود. تهدید راه مقابله با رسانه نیست. اگر هم تهدیدها واقعی نیست و از آن بی اطلاعید به فعالیت این واسطه های بی خودی پایان دهید.

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارشم را با عنوان " مرد طرح هاي ناتمام " که امروز در هفته نامه رویداد(ضمیمه تحلیل خبر روزنامه اعتماد) چاپ شده با احترام به قلم سرخ سانسورچی محترم همانطور که چاپ شده در پی می خوانید:

طهماسب مظاهري همواره در کيف مشکي زير بغلش که در دولت هاي پس از انقلاب با خود حمل کرده، طرح هاي متنوعي براي اقتصاد ايران دارد. تفاوتي هم نمي کند که در کسوت مشاور رئيس جمهور و وزير اقتصاد باشد يا مدير عامل بانک توسعه صادرات و رئيس کل بانک مرکزي. البته منتقدان او بر اين باورند که کيف نحيف او گنجايش تمام طرح هاي مورد ادعاي او را ندارد و مظاهري بيشتر علاقه مند و شيفته هر گونه طرح اصلاحي براي اقتصاد ايران است. زماني هم که در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي براي اخذ مدرک دکتراي مديريت اقتصادي خيز برداشت تا شمار مخالفان حضور يک مهندس را در عرصه مديريت اقتصادي کاهش دهد، موضوع پايان نامه خود را حول محور «مديريت توسعه اقتصادي در کشورهاي جهان سوم» انتخاب کرد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این راننده های مسافرکش که وقتی پشت چراغ قرمز عابر پیاده وایستادی و هی بوق می زنند و سرعتشون رو کم می کنن تا یه مسافر بیشتر سوار کنن، بدجوری رو اعصابم می رن. کم هم نیستند، نمی خوان هم باور کنن که این جماعت سر چهارراه به احترام اون ها وایستادن ولی مثل این که فقط باید بشینی و پول بدی تا ازت خوششون بیاد. در ضمن نجف دریابندری 9 سال پیش یه کتاب از جبران خلیل جبران ترجمه کرده به اسم " پیامبر و دیوانه" که اون موقع ها این جمله رو در صفحه 77 می شد خوند: " وگر فرمانروای خودکامه ایست که می خواهید از تخت سرنگونش کنید، نخست آن تختی را که در درون شما دارد از میان ببرید."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دولت حداكثري در ايران ما رو بد جوري دچار سوء تفاهم كرده، هر روز هم كه خبرهايي در مورد اين كه با وجود اعمال تحريم هاي غرب عليه ايران، فلان شركت و بهمان شركت خداتومن سرمايه به ايران آوردن و يا بالعكس گاهي هم مي خونيم كه  برخي شركت ها و بانك ها ايران رو تحريم كردن. تفسير ما از اين اخبار  اينه كه  كشورهايي كه مليت شركت ها به اونها متعلقه با ما درافتادن يا آمريكا رو به مسخره گرفتن و با ما در نمي افتن و چه ديپلماسي قوي اي داره دولت نهم و….

چهارشنبه هفته پيش همراه بهراد مهرجو رفتيم پيش فيليپ ولتي، سفير سوئيس در تهران، تا در مورد تحولات روابط ايران و سوئيس گفت و گو كنيم. در اين گفت و گوي مفصل، بحث هايي مثل عقد قرارداد توسعه ميايدين گازي پارس جنوبي و تحريم دو بانك سوئيسي عليه جمهوري اسلامي هم مطرح شد. پاسخ گويي به اين به ظاهر تناقض سياست هاي سوئيس كه ما عنوان كرديم براش غير ممكن بود. چون مي گفت بر خلاف ايران در كشورهايي مثل سوئيس دولت دخالتي در امور شركت ها نداره و تمام اين مسايل هم از طريق بخش خصوصي انجام شده و به دولت ربطي نداره كه پاسخگو باشه يا فشار بياره فلان رابطه قطع شده دوباره برقرار بشه. تاكيد مي كرد كه چون بانك ها تحريم كرده لابد عمده ترين سهامدار و مشتري شون آمريكايي هستند و ريسك كار با ايران هم بالا رفته خودانگيخته و بر اساس منافع بنگاهي رابطه رو با ايران كه مشتري بزرگي براشون نبوده قطع كردن. در عين حال اگه شركتي قرارداد گازي يا نفتي با ايران مي بنده طبيعيه كه نرخ سودي كه ايران پيشنهاد كرده براش جذابه و چون ريسكش رو مي پوشونه به ايران مياد. سفير سوئيس اصلا نمي تونست حرف هايي مثل اين كه دولت از سرمايه گذاران خارجي حمايت مي كنه و در مقابل دولت سوئيس هم بايد از سرمايه گذاران ايراني حمايت كنه، بفهمه. او مي گفت كه ما يكسري قوانين داريم كه در چارچوب اونها هر شركتي مي تونه بياد سوئيس سرمايه گذاري كنه و دولت هم نه حق و نه علاقه اي به تغيير فضا براي شركت خاصي رو داره، اصلا  دولت  فعاليت اقتصادي نداره كه حالا بخواد از طريق اون از ايران حمايت كنه يا نه. ولي در مورد سياست كه به دولت ربط داره ايران بايد قواعد بين المللي رو رعايت كنه و اگه نكنه سوئيس از مصوبه هاي شوراي امنيت حمايت مي كنه. او در پاسخ به اين سوال كه  معاون اقتصادي وزارت خارجه گفته ما روابط اقتصاديمون با سوئيس رو هم مثل آلمان قطع مي كنيم، با كمال خونسردي گفت كه قطع كنن. گفت و گوي ما با او بيش از يك ساعت طول كشيد كه به محض آماده شدن و ويرايش جناب سفير رو وبلاگم مي ذارمش. تا يادم نرفته بگم كه سفير 58 ساله سوئيس در تهران دانش آموخته حقوق و فلسفه است و پيش از اين به عنوان ديپلمات در كره جنوبي، نيويورك، لندن و… خدمت كرده است. او 3 ساليست كه در تهران مشغول به كاره و دو دختر و يك پسر داره و به 3 زبان فرانسه، انگليسي و آلماني تسلط داره.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دیگه از امروز روزنامه کارگزاران هم جلوی دکه های روزنامه فروشی ها پهن نمی شه. سردبیر روزنامه گفته که به دلیل مسایل مالی و ترمیم تحریریه یک ماهی این روزنامه منتشر نمی شه. این اتفاق باعث شده تا دوباره بحث این که روزنامه حزبی نمی گیره و تلاش برای داشتن ارگان مکتوب احزاب در ایران بی فایده است، پیش بیاد. ولی روزنامه اعتماد ملی مثال نقض این مساله است. پس ریشه ناکامی روزنامه کارگزاران چیز دیگه ایه. یک عامل مهم نقش مدیریت تحریریه و تعامل اون با حزبه. تا اونجا که من خبر دارم کسری نوری، سردبیر راه انداز اعتماد ملی، نقش قابل توجهی در حفظ استقلال روزنامه و نیز برآورده کردن منویات حزب اعتماد ملی در روزنامه داشت که تونست روزنامه رو جا بندازه. شاید تعامل با حزب کارگزاران سخت تر بوده چون خاطرم هست که در آغاز راه اندازی روزنامه کارگزاران برخی اعضای حزب با این کار مخالف بودن و حداقل زمان راه اندازی رو مناسب نمی دونستن. ولی نقش مدیریت تحریریه با تمام ارادتی که بهشون دارم در جا نیفتادن روزنامه کم نبود. حداقل شواهدی که خوانندگان روزنامه با اون رو به رو بودن نشون می داد که سران تحریریه خیلی این روزنامه رو جدی نگرفتن. از ابتدا یادداشت های اونها در روزنامه های دیگه چاپ می شد و به عنوان دبیر و مسوول صفحه های یک روزنامه دیگه در نمایشگاه مطبوعات حاضر می شدن. همین نشون می داد که هدف به انتشار یک بولتن حزبی تقلیل یافته با این که تحریریه روزنامه قوی بود و الحق روزنامه خوبی رو منتشر می کرد که اصلا بوی بولتن حزبی و ارگان محض یک حزب رو نمی داد. ولی طبیعیه که به مرور اعضای تحریریه تحت تاثیر رویکرد مدیران تحریریه دلسرد شن و به قول معروف خیلی برای روزنامه سینه چاک نکنن. به خصوص این که چهار ماه چهار ماه حقوق نگرفتن. باید متاسف شد که هزینه اختلاف درون حزبی رو باید یک عده خبرنگار با حقوق نگرفتن و بیکار شدن بدن. البته در این میان دولت هم با محدود کردن ورود آگهی به این روزنامه منتقد بحران مالی رو تشدید کرد. شاید هم مدیریت تحریریه علت رفتار دو گانه خودشون رو تزلزل روزنامه و بنیه مالی ضعیف روزنامه بدونن، خب اگه این طور بوده و از اول مشخص بوده نباید قبول می کردن و کارنامه ناکامی از خودشون به جا می ذاشتن. به هر حال نسل قدیم روزنامه نگار باید حفظ حرمت جایگاه ها رو و مسایلی مثل پابندی به روزنامه رو به نسل جوون منتقل کنن.

اما بعیده که حزبی مثل کارگزاران در آستانه رقابت های انتخاباتی مجلس هشتم عطای داشتن روزنامه رو به لقاش بخشیده باشه. اون هم در شرایطی که روزنامه داشتن کیمیا شده. به نظر می رسه تعطیلی موقت روزنامه با هدف رفع اختلاف با مخالفان انتشار این روزنامه است و با تغییر مدیریت حزبی حاکم بر اون که قطعا مسایل مالی هم به تبعش حل می شه روزنامه ای قوی تر از یک ماه آینده منتشر بشه. اون هم با اعتراف به شکست مدیریت سنتی تحریریه. اگه این طور نباشه که برای حزب کارگزاران نشونه بدیه از کاهش محبوبیت و ناتوانی در اداره یک روزنامه. شاید هم دیگه انتشار روزنامه با هزار و یک محدودیت براشون بی فایده به نظر رسیده. شاید هم به این معنا باشه که حزب کارگزاران از بازگشت دوباره به صحنه سیاست و قدرت نا امید شده که در این صورت باید خود حزب رو هم تموم شده بدونیم.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط علی حق  |