بردار و به دارم زن...
چاره اي هم ديگه نمونده:
دوستي كه يه منبع آگاهه رو ديدم. مي گفت:" خيلي اميدي به بازگشت آريا نيست. ظاهرا يك سال محروميت كاري آقاي زهدي هم هنوز تموم نشده. تصميم به لغو امتياز هم حداقل يك ماهي مي شه كه گرفته شده ..."
پرسيدم:" پس چرا روزي كه بچه ها مستقر شدن كه كار رو شروع كنن و از بيكاري چند ماهه نجات پيدا كنن، لغو امتياز اعلام شده؟"
دوست ديگه اي وسط حرفمون پريد و گفت:" به هر حال وزارت ارشادي كه يك روزنامه نگار در راسشه بايد يه فرقي با قبل بكنه."
همون دوست اولي گفت:" خب، ارشاد مدعيه كه قبلا كتبا اعلام كرده ولي زهدي ميگه آدرس عوض شده بوده و برگشت خورده و نرسيده ..."
گفتم:" باورم نمي شه عقده گشايي در كار نبوده چون مي تونستن به جاي روز شروع كار آريا در فاصله همين يك ماهي كه به قولشون حكم ابلاغ شده مصاحبه مي كردن و خبر رو اعلام مي كردن..."
جواب داد:" اين كه چيزي نيست دوستم كانديداي مجلس شده، بنده خدا سابقه دو دوره عضويت شوراي شهر داره و رييس شورا هم بود، رييس واحد پيام نور شهرشون هم هست، برادرش هم از فرماندهان ارشد نظاميه ولي بهش گفتن چون 2 واحد درس در دانشگاه تربيت مدرس با دكتر سروش گذروندي، لابد گرايش ملي مذهبي داري، رد صلاحيت شدي..."
اون يكي به خنده گفت:" من كه وضعم خرابتره كه با كديور و باوند كلي درس داشتم ولي فكر كنم با اون يك واحدي كه با آيت الله خزعلي گذروندم همش صاف بشه..."
گفتم:" مهم نيست زياد، فعلا كه مجوز روزنامه خورشيد به صاحب امتيازي پارياب و وطن امروز به صاحب امتيازي بذرپاش صادر شده و كسب و كارمون حسابي رونق گرفته ..."
دوستم خاطر نشان كرد:" اونقدر فشار آوردن كه فقط يه راه براي ارشاد مونده بود و اون هم صدور مجوز بود. البته هنوز نگراني براي سرمايه وجود داره، خريدار سرمايه هم ناشي گري كرده و خبرش رو منتشر كرده و حالا ارشاد هم با استناد به همين شبه خبرها كه رو سايت ها اومده دوباره رو سرمايه حساس شده، از وقتي احمدي نژاد در حرف هاش از سرمايه انتقاد كرد، زمزمه توقيفش بود، شهروند هم همينطور ولي يه مدتيه كه مسكوت شده ، بيشتر نگراني ها از روزنامه هاست كه تاثير گذارن، اما عبده كه آدم باهوشيه چرا قضيه رو لو داده..."