با این که چهل و پنج دقیقه زودتر رسیده ام ولی وارد ساختمان می شوم. یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه که کارمند بانک شده به پیشوازم می آید تا اعلام کند، ساعت کار بانک تمام شده. اما نگهبان بانک مرا به بالاترین طبقه بانک راهنمایی می کند. وارد اتاقش می شوم، به سرعت از پشت لپ تاپش بر می خیزد و به گرمی احوال پرسی می کند. من هم احوال بانک تحت مدیریتش را سوال می کنم. می گوید:" مگه دولت می ذاره وضع بانک ها خوب باشه؟" جمله او را بیشتر به حساب شوخی می گذارم چون خود او از جمله مدیران روی کار آمده در دولت نهم است و بانک تحت مدیریتش از جمله موفق ترین ها در یک سال گذشته است ولی او ادامه می دهد:" بانک ما چون کمترین تغییرات مدیریتی را در یک سال گذشته داشته و مدیران فرا جناحی و نه هر جناحی و هر از جناحی داره تونسته موفق باشه والا بقیه بانک های دولتی مثل بانک ... که مدیرش از ... آمده وضعیت خوبی نداره. اینها تا بیان سوار کار بشن کار از کار گذشته." سپس به انتقاد از نگاه دولت به بانک ها می پردازد و می گوید:" متاسفانه تصور برخی این است که بانک تنها یک بنگاه خدماتیه و فقط هم باید به فقرا وام بده. این نگاه عدالت طلبانه باعث فشار برای کاهش نرخ سود تسهیلات شده ولی مگه می شه نرخ سود رو زوری پایین آورد؟ وقتی می گیم نمی شه می گن با کاهش نرخ سود مخالفن." این مدیر ارشد دولت نهم ادامه می ده:" در دولت خاتمی با سیاست گذاری دقیق کاهش تدریجی نرخ سود در دستور کار قرار گرفت که در دوره وزارت صفدر حسینی به بار نشست ولی الان دانش جعفری نه تنها اهل سیاست گذاری نیست بلکه وضع موجود رو هم توجیه می کنه. آقای شیبانی هم که توجهی نداره. فرهاد رهبر هم که کمی انتقاد می کرد با برخورد دفعی دولت مواجه و ساکت شد. آقای داوودی هم که اقتصاد خوانده است مشغول کار اجرا شده و بعیده مشاوره لازم رو به رییس جمهوری بده و...."
درد دل او دو ساعت به طول می کشد تا هوا کم کم تاریک می شود. بعد نیم نگاهی به آسمون تاریک می اندازد و می گوید:" همین توقیف روزنامه شرق چقدر اشتباه بود. شرق مخصوصا این اواخر خیلی محتاط عمل می کرد ولی باز هم تحمل نکردند. ماها که دولتی هستیم دیگه چیزی برای خوندن نداریم."
نتیجه این که آخرش نفهمیدیم کی با دولت موافقه و کی با توقیف شرق موافق بود؟( مشروح گفت و گو در صورت توافق و عدم سانسور به زودی در همین وبلاگ قرار می گیرد.)
