تبليغاتX
1984 - تناقض یا ریا

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

عصر امروز قراری فوری برام پیش اومد. ناچار خودم رو کنار خیابون رسوندم و دربست گرفتم. راننده مرد جوانی بود که بدون این که بپرسه چقدر کرایه می دم سوارم کرد. یک نوار لوس آنجلسی هم گذاشته بود و با خودش حال می کرد. به مقصد که رسیدم، از من 2 هزار و پانصد تومان کرایه طلب کرد. موقع برگشت، پرایدی که دارای تابلو اتحادیه اتومبیل های کرایه ای بود، سوارم کرد. چند متری که حرکت کردیم، راننده میانسال گفت:" آقا کرایه شما 4 هزار تومان می شه." چون دیگه فرصت چونه زدن گذشته بود و عجله هم داشتم، پذیرفتم. تا مقصد نوار نوحه گوش داد و بلند بلند، طوری که من بشنوم، حسین، حسین کرد.  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 0:14 قبل از ظهر  توسط علی حق  |