اولش به نظر خیلی سخت میاد. آدم هی از خودش می پرسه، مگه می شه؟ وقتی هم که شدنش رو تصور می کنه، کلی فحش علیه خودش به زبونش میاد. اما مدام که آدم این شرایط رو برای خودش پیش بیاره، از غلظت فحش ها کم می شه. آدم به جایی می رسه که قرار دادن خودش تو اون شرایط خیلی هم بد به نظر نمی یاد. یه موقعی هم می رسه مثل امشب که آدمی مثل من از این که آدم بی تفاوتی بشه اصلا بدش نمی یاد که هیچ، تصمیم می گیره از امروز همون آدم مشمئز کننده ای بشه که تا دیروز بهشون فحش می داد. حالا که امروز شده پیش خودم فکر می کنم:" لابد تا دیروز آدم مشمئز کننده بودم و خودم خبر نداشتم چون نه من دیگه با کسی مشکل دارم و نه رفتار من برای کسی عجیب و آزار دهنده به نظر میاد...."
+ نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 5:19 قبل از ظهر  توسط علی حق
|
