تبليغاتX
1984 - آگهی

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

این روزها دست به تلفنم خیلی ضعیف شده به همین خاطر تصمیم گرفتم در تنها رسانه ای بهش دسترسی دارم برای 9 نفر آگهی تشکر درج کنم.  اول از همه خطاب به استاد عزیزم، محسن اشرفی بزرگ، استاد پیغام صمیمانه تان را شنیدم، شما چرا؟ من دست شما رو می بوسم و بی دریغ در برابرتان تعظیم می کنم. دوم، از نادر فتوره چی دوست داشتنی و با مرام به خاطر ابراز لطف و حمایتش بد جور تشکر می کنم. سوم، از فرهت فردنیا به خاطر همدلی های پدرانه اش در طول دو هفته گذشته که مایه دلگرمی ام شده بی نهایت سپاس گذارم. چهارم، از مدیر عامل خبرگزاری ... که خواسته ازش و صحبت هاش در وبلاگم کلامی به میان نیارم، بابت اطمینانش به بنده حقیر قدردانی می کنم. در ضمن استادگرامی، اوامر به چشم. پنجم، از ابوالفضل شاکری، دوست مهربونم، به خاطر دسته گل رویایی که برای سالروز تولدم فرستاده بود و در این مدت کلی هواداری کرده ازم، کمال تشکر را دارم. ششم، از پژمان راهبر بامزه و علی معزی بزرگوار به خاطر یادآوری بنده در این روزهای بیکاری ممنونم. هشتم، استاد احمد غلامی از این که به فکر من و دوستان بیکارم هستید، یه عالمه دستت رو به گرمی می فشرم. نهم،از علی دهقان به خاطر روحیه جوانمردیش بدجور شرمنده ام و متشکر:

ای درختان بلند!

این مسافر، خسته ست

و نگاهش را بر شاخه لرزان شما

مثل برگی بسته ست

 

سایه را مثل پتویی پاره

بر زمین پهن کنید

(عمران صلاحی)

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط علی حق  |