امین الضرب هم به گواه تاریخ مستند یک سرمایه دار دولتی و رانتی بوده که تا حد توان از رانت و حمایت حکومت ناصرالدین شاه برای سرمایه داری استفاده کرده البته خیرخواهی هایی هم برای توسعه ایران داشته که همچون او در ساخت حکومت های دیکتاتوری گاه گداری ظهور می کند چرا که مثلا در احداث راه آهن محمود آباد هزینه واردات پروژه از کیسه دولت پرداخت می شود. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که اساس تحول فکری امین الضرب در معاشرت با سید جمال الدین اسدآبادی معروف به روشنفکری، شکل گرفت هر چند که گسیخته شدن رابطه مالی و معنوی این دو هم با شروع حمله سید به حکومت ناصری اتفاق افتاد تا سطح آزادگی سرمایه داری دولتی و رانتی در اقتصاد ایران مشخص شود. لذا سرمایه داری به خودی خود روشنفکری به بار نمی آورد. هر چند او به عنوان یک تاجر حرفه ای و تابع بازار و سود از صادرات تریاک و واردات اجناس لوکس برای طبقه اشراف و دربار به دلیل بازار مناسب دریغ نکرد ولی حاج امین الضرب حداقل در دورانی که در اوج سرمایه داری بود مسوولیت نظارت و کنترل قیمت ها را بر عهده گرفت. یا به شرط حفظ انحصار او مجوز استخراج آهن را از ناصرالدین شاه می گیرد و ...
مشابه این شخصیت در دوران پس از انقلاب هم کم نبوده اند، به عنوان نمونه زعمای اتاق نشین موتلفه ای همچون علاء میر محمد صادقی شباهت کمی به امین الضرب ندارند از تلاش برای صادرات به اروپا تحت حمایت دولت گرفته تا انجام انواع فعالیت های خیرخواهانه. اما به طور طبیعی سرمایه داری رانتی ایرانی تا سر حد تامین امنیت سرمایه و حذف جایگاه خود از تغییر ساخت حکومت دفاع می کند و هیچ وقت دلیلی ندارد تا برای دموکراسی سینه چاک کند چون که حضور دموکراسی در اول قدم به حذف خود او و منافعش منجر می شود. بنابراین این فضا سرمایه دار متعهد به مسوولیت های اجتماعی به بار نمی آورد و نمی شود هم انتظار رفتار غیرعقلایی را که با اصل بازار آزاد در تناقض است، داشت و از او انتظار حاکم سازی دموکراسی را داشت. به هر حال بازار انحصاری سود بیشتری دارد و چنین حکومتی برای سرمایه داری ایرانی ایده آل است.
