چند فرضيه در مورد پست قبلي:
1- اين كه اكثريت بالاي منتقدان بي نام كامنت گذاشته اند مي تواند حاكي از سست بودن پايه هاي استدلالي آنها و واقف بودن آنها در خويشتن خود به ظلمي كه روا شده و مي شود، باشد.
2- اين كه رديابي اكثر كامنت هاي بي نام و نشان موافق آرش از مركزيت واحدي گذاشته شده، مي تواند نشان دهنده امنيت شغلي پايين خبرنگاران اين روزنامه باشد كه ترجيح مي دهند در دفاع از همكارشان بي نام كامنت بگذارند يا با نام جعلي مديران خود را نقد كنند.
3- اين كه برخي كامنت گذاران با پشتكار بالا تلاش مي كنند تا بحث را از اصل صنفي بودن دور كنند و آن را به ابتذال بكشند، مي تواند مبتذل بودن خود آنها را و سطح شعور پايينشان را از يك حداقل آزادي بيان كه در فضاي وبلاگي وجود دارد، نشان دهد.
4- اين كه بحث به كامنت گذاري با نام جعلي و درج فحش مستقيم و طرح مباحث خصوصي افراد پيش رفته مي تواند گوياي اين مهم باشد كه منتقدان علاقه دروني خاصي به محدود كردن كامنت گذاري ها دارند كه در بعد كلان تر نشان دهنده اشتياق آنها به جريان محدود و يك سويه اطلاع رساني است.
5- اين كه مخاطبان پست قبلي تا اين حد برآشفته اند، مي تواند نشان دهنده ظرفيت پايين آنها حتي در خواندن انتقادي در يك وبلاگ شخصي باشد. حال آن كه خود را از تندترين منتقدان دولت نهم مي دانند و از برآشفتگي دولت انتقاد مي كنند.
6- اين كه برخي با حروف شكلك درآورده اند مي تواند حاكي از بي عرضگي من خبرنگار و بي توجهي هم صنفي هايم در پي گيري حقوق مان باشد.
7- اين كه شكاف آمار بازديد كنندگان و نمايش صفحه پست قبلي لحظه به لحظه افزايش يافته مي تواند گوياي اين امر باشد كه صفحه فقط Refresh مي شود تا تفريح كامنت خواني را ترجيح داده ايم و لحظه اي به اين موضوع فكر نكرده ايم كه كارد به استخوان رسيده و اگر با آرش چنين برخوردي مي شود، آينده صنفي بقيه از تيرگي هم گذشته است.
8- بند بالا اين فرضيه را هم در بردارد كه مخاطبان پست قبلي سخت نگران اند و ....
و توصیه دوست بزرگوارم که اجرا کردم:
