تبليغاتX
1984 - مجرم

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

فرض كنيم صدام حسين هنوز زنده است و همچنان ديكتاتور عراق است، روزي مريض مي شه و مي ره مطب يه پزشكي. بر فرض محال اون پزشكه چون مخالف صدام حسين هست، به جاي گوش كردن به حرف هاي صدام و يافتن بيماري و علاجش، كفش هاش رو در مياره و پرت مي كنه طرف صدام.

آيا اين حركت توهين به حرفه پزشكي نيست؟

بر فرض محال رو از اين منظر نوشتم كه بعيد پزشك مخالفي پيدا بشه كه با ديكتاتوري آدمكش جرات كنه اينطوري برخورد كنه.

حالا يه خبرنگار عراقي كه قطعا خبرنگار كارنابلدي بوده مياد و كفش هاش رو سمت رييس جمهور آمريكاي دموكرات در جمهوري عراق  پرت مي كنه و اصلا هم نمي ترسه. آيا اين خبرنگار سابقه انتقاد از صدام رو داره؟

ايشون كارنابلده از اين منظر كه حرفه اين آدم اينه كه اگر هم مخالف جرج بوشه، بايد بتونه با سوال هاش ايشون را به نقد بكشه و ناكارآمدي و اشتباهتش رو براي دنيا اثبات كنه.

حالا رسانه هاي داخلي ميان و مي نويسن، همه در آمريكا، ايران و كشورهاي عربي از اين حركت خوشحالند، همكاران گرامي مگر شما در اين فاصله در تمام ايران، آمريكا و جهان عرب رفراندوم و نظر سنجي عمومي برگزار كرده ايد؟ حداقل در ايران من يكي مخالف اين حركتم.

يعني به همين سادگي رسانه هاي دولتي دروغ پردازي مي كنن و اين فرهنگ رو ترويج مي كنن كه راه برخورد با مخالف پرت كردن لنگه كفشه.

مگر اين توهين و تحقير قلم نيست؟ آيا اين شيوه تبليغي استبدادپرور نيست؟

پس من هم حق دارم اگه رو در روي يك سياستمداري بنشينم كه ازش بدم مياد و عده اي هم در ايران هستند كه با من هم نظرند، به جاي گفت و گوي انتقادي با او در آستانه عيد غدير به طرفش لنگه كفش پرت كنم و عده اي لمپن و عوام همفكر من خوشحالي كنن. يعني اين خوشحالي توجيه درست بودن كار منه؟ اصلا اين كار چه تاثيري در حل مسايل كشور داره؟ آيا راه خوش شدن دل مردمي كه زير بار تورم دارن له مي شن، نمايش احمقانه اين چنينيه؟ آيا در ايران سياستمداري هست كه آمادگي جسماني بوش رو داشته باشه و اگه حتي كفش ها به صورتش نخوره من حق حيات داشته باشم؟ اساسا آيا توهين جرم نيست؟ آيا در ايران تبليغ جرم بالامانع و قانوني شده؟

تازه من هم شيعه هستم يعني در اون صورت هم خبرگزاري برنا اين پيامك رو ارسال مي كنه كه:

فردوس نقشه ايست ز ايوان كوي تو

يوسف اسير جلوه و مبهوت روي تو

شيعه خبرنگار غدير است در جهان

كفش تمام شيعه نثار عدوي تو/ برنا  

نتيجه گيري عملي: آقاي خاتمي نيا كه مخالفات دارن تهديد به پرتاب لنگه كفشت مي كنن.

نتيجه گيري اخلاقي: من لنگه كفش پرت نمي كنم پس خبرنگار نيستم. ديگه هم دوست ندارم با عنواني كه منتظر الزیدی خطاب مي شه، خونده شم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط علی حق  |