اين هم جذاب ترين مطلبي كه ديروز خواندم: محمود احمدي نژاد در مراسم افطاري با اعضاي جامعه مهندسين گفت که برخي دوستانش به او مي گويند که به جايي وصل است. رييس جمهوري گفته است که "خيلي وقتها در موضوع هستهاي من به دوستان ميگويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت ميکنند. اما دوستان باور نميکنند و ميگويند تو به جايي وصل هستي! من مدام ميگويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نميداند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان ميپرسند تو حرفهاي آسماني ميزني! بعد ما را مسخره ميکنند!"
به نوشته ايرانيوز که به ارائه گزارشي ازاين جلسه پرداخته، او سپس افزوده است: "باور کنيد ما از لحاظ حقوقي و از ديد افکار عمومي امروز کاملاً موفق بودهايم. من اينها را از روي اطلاع ميگويم. يکي از من پرسيد؛ فلاني ميگويند تو ارتباط داري. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه کسي؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهي از کفار بر مؤمنين باز نميشود.اما همين دوستان مينشينند و ميگويند احمدينژاد حرفهاي عجيب و غريب ميزند. خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزي و اين معجزه را نشان ميدهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. "
او همچنين گفته است که به مانند خودش به جورج بوش نيز الهام مي شودمنتها ازنوع شيطاني اش: "اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعني به ايشان هم الهام ميشود. البته نه از نوع آقاي الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطانياش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام ميکند."
رييس جمهوري درخصوص مساله هسته اي نيزگفت: "البته آنها خودشان الان در منجلاب ماندهاند يعني نميدانند با ما چه کنند. ما هم يک ميليمتر عقب نميرويم. اول به اين دليل که اگر کمي عقب بنشينيم يعني حتي اگر تعليق را براي يک روز قبول کنيم، آنها ميگويند پس اينها تحت فشار عقبنشيني ميکنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا ميگويند که اينها غنيسازيشان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزي به دست آورديم؟ البته همان زمان خيليها ميگفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقي ميافتد؟ ما چه چيزي را از دست ميدهيم؟ من الان ميگويم که ما به لطف خدا بسياري از مسير را جلو آمدهايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند."
احمدي نژاد درخصوص حرکت ناو آيزنهاور به سوي آبهاي خليج فارش گفت: "اين هم از آن حرفهاست. من الان ميگويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو ميآيند که بيايند. حالا برخي در ايران اين خبرها را در بوق کردهاند که ۲ ناو دارند ميآيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها ميرفتند چيزي نميگفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها ميآيند يعني ممکن نيست اتفاقي بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم ميشود نقشهاي دارند."
به گزارش ايرانيوز، احمدي نژاد گفته که امروز مباني نظري و روحيات مردم نه تنها در منطقه که در کل جهان درحال تغيير است و اين همان صدور انقلاب است که امام (ره) سالها پيش ترسيم نموده بودند: "بر اين اساس ما امروز همان روحيه و انگيزهاي که در شرق آسيا مشاهده ميشود را در ميان مسيحيان و از آن جالبتر در ميان «بودائيان» هم مشاهده ميکنيم."
او سپس به ذکرخاطراتي ازسفرخودبه اندونزي پرداخته: "در هتل محل اقامت ما چيزي قريب به يکصد دانشجوي دختر و پسر – که هيچکدام پوشش و تيپ حزبالهي هم نداشتند! – به کارآموزي مشغول بودند. يکي از شبها که بسيار دير وقت به هتل بازميگشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزي اين افراد به پايان رسيده و آنها در چي چي هتل! (در اين هنگام تعدادي از مستمعين خطاب به احمدينژاد کلمه لابي را يادآوري کردند) منتظر ماندهاند تا برگههاي کارآموزيشان را من امضاء کنم! من به آنها گفتم: برگههاي کارآموزيتان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدينژاد نيستي؟ پس بايد برگههاي ما را امضا کني! جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامي چون خود من داشتند يعني ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردي بود که اندامي بزرگ و چهرهاي متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايي و او پاسخ داد: آلماني هستم. گفتم : خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد؛ آ مريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند."
او افزوده است: "در ادامه همان سفر به جزيره بالي وارد شديم، برنامهها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومي – مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصي و ... در اين ميان تعدادي زيادي از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد ميزدند: Ahmadinejad, we love you (احمدينژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايي که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامهريزي کردند و سازماندهي کردند و ابراز علاقه به ما ميکردند. اواضافه کرده است که درآمريکا هم با چنين برخورد هايي مواجه بوده است:" دانشآموزان آمريکايي ميگفتند: اينجا نميگذارند ما صداي شما را بشنويم. اين دانشآموزان به من شماره تلفنهايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوي مدرسه ميگذاريم تا همه بفهمند شما چه ميگوييد. احمدي نژاد درپايان گفته است که در اين ميان ما ۲ وظيفه مهم داريم:" اول اين که بايستيم و پايداري کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم."
